شرایط اقتصادی

ترك تحصیل دانش‌آموزان با وضعیت اقتصادی جامعه و خانواده در ارتباط می‌باشد

. عواملی چون پایین بودن درآمد، مسكن نامناسب، عدم سرپرستی و حضور پدر و مادر در خانواده و كثرت فرزندان بر ترك تحصیل فرزندان تاثیر دارد. مشكلات والدین در راه كوشش و تلاش برای معاش و گرفتاری‌های بی‌‌شمار آنها در این رابطه معمولا والدین را از اوضاع و احوال فرزندان خود غافل می‌نماید و در حقیقت رابطه صحیحی را كه لازمه یك زندگی سالم است مختل می‌سازد و اثرات این نوع زندگی در ظرف چند سال موجب تخریب نیروهای بالقوه آنان می‌گردد.

وقتی فقر در خانواده‌ای باشد امكان بروز مشكلاتی در رفتار جوانان از جمله دانش‌آموزان وجود خواهد داشت. حضرت علی(ع) درباره فقر می‌فرمایند؛ “فان الفقرمنقصه للدین، مدهشه للعقل و داعیه للمقت.” “فقر باعث نقصان دین، سراسیمگی عقل و برانگیختن خشم می‌شود.” بیكاری جوانان را به جانب برخی از بزهكاری‌ها می‌كشاند. البته اسلام زمینه اجتماعی را برای تعادل اقتصادی ایجاد می‌كند و بر والیان امور فرض می‌داند كه مبادا فقر آحاد جامعه، آنان را به انحراف بكشاند. پس معلوم می‌شود كه مهمترین عامل جدایی دانش‌آموزان از تحصیل، فقر اقتصادی است.

سواد والدین

یكی از عوامل مهم در پیشرفت یا ترك تحصیل دانش‌آموزان، سواد والدین محسوب می‌شود. اگر بچه‌ها در محیط خانوده احساس پشت‌گرمی نمایند و هرگاه از نظر درسی مشكلی برایشان پیش آمد مطمئن باشند كه اولیای آنها كمك می‌كنند، در این صورت با دلگرمی بیشتری درس می‌خوانند و دچار عقب‌ ماندگی تحصیلی نخواهند شد. چون تحصیلات والدین تاثیر بسزایی در موفقیت تحصیلی فرزندان دارد، تحقیقات متعددی نشان می‌دهد كه پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزانی كه والدین آنها افرادی آگاه و با سواد بوده‌اند موفقیت تحصیلی آنان بیشتر بوده است. محیط خانواده در پیشرفت تحصیلی نقش مهمی دارد.دانش‌آموزی كه والدین خود را مشغول مطالعه می‌بیند خودش نیز تشویق به درس خواندن می‌شود و آنها را به عنوان بهترین الگوی همانندسازی تحصیلی انتخاب می‌كند. بنابراین كمك و راهنمایی فرزندان توسط والدین امری است ضروری و نمی‌توان كار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در این زمینه غافل شد. دانش‌آموزان اوقات زیادی را در منزل می‌گذرانند و تحت تاثیر اعمال و رفتار والدین هستند و از آنها انتظار كمك و راهنمایی در زمینه درس را دارند.

برخورد معلم

پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان تا حدود زیادی بستگی به شرایط محیطی و نحوه برخورد معلمان و اطرافیان دارد. فضایی كه نوجوانان در آن پرورش می‌یابند باید به گونه‌ای باشد كه موجب موفقیت آنها شود. برخورد معلم باید منطقی باشد تا دانش‌آموز را در مسیر موفقیت قرار دهد و دانش‌آموز اعتماد به نفس پیدا كند و از خود انتظار موفقیت داشته باشد زیرا موفقیت مانند نردبانی است كه وقتی شروع شد تا آخرین پله ادامه می‌یابد.بنابراین می‌توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان دیگر می‌تواند موفقیت دانش‌آموزان را تحت تاثیر قرار دهد و از ترك تحصیل آنان جلوگیری كند.

برخورد معلم و اولیای مدارس باید به گونه‌ای باشد كه دانش‌آموز از طریق آزمایش، اشیاء، جمع‌آوری اطلاعات، ساختن و خلق كردن، مشاركت در كارهای گروهی، گوش دادن، خواندن و اكتشاف به تجربه و یادگیری بپردازند و بدین وسیله از ترك تحصیل آنها جلوگیری شود.

هم چنین استفاده از تشویق‌های مادی و غیرمادی مفید است. استفاده بیشتر معلمان از تشویق‌های كلامی و تشویق در میان جمع، در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان نقش بسزایی دارد و باعث جلوگیری از افت تحصیلی دانش‌آموزان می‌شود.

تاثیر ویژگیهای دانش آموزان ، برنامه و فضای آموزشی در فر

داشتن یک ارتباط کمابیش سالم با انسانهای اطرافمان ، مستلزم آشنا شدن با ویژگیهای عمده رفتاری آنان است.

  • دید کلی

انسان موجود پیچیده و شگفت انگیزی است. هنگام رویارویی با یک انسان با دنیای عظیمی رو به رو می‌شویم که سیر در آن و یافتن پیچ و خم‌های آن مهارت و آگاهی زیادی را می‌طلبد. داشتن یک ارتباط کمابیش سالم با انسانهای اطرافمان ، مستلزم آشنا شدن با ویژگیهای عمده رفتاری آنان است. این آشنایی و مهارت علی‌رغم تصور عمومی ، نه تنها از طریق تحصیل و مطالعه بدست نمی‌آید بلکه نحوه سلوک با مردم هنری است.

احتمال دارد یک نانوا بیشتر از یک پزشک در آن ظاهر باشد. داشتن تعامل با اطرافیان‌مان در گرو شناختی صحیح و البته نه همه جانبه از افراد است چرا که هیچگاه نمی‌توان یک انسان را از تمامی جوانب شناخت. هنگامی که یک شناخت کلی از افراد بدست می‌آوریم می‌توانیم در جهت سازگار کردن خودمان با او و همچنین او با خودمان گامهای موثری برداریم.

  • آگاهی از فرایندهای شناختی شاگردان در سنین مختلف

از مهم‌ترین وظایف معلم است. زیرا فرایند رشد علایق شاگرد ، میزان انگیزش ، بلوغ عاطفی ، سوابق اجتماعی و تجارب گذشته از عواملی هستند که همواره در روش کار معلم در کلاس اثر می‌گذارند. شاگردان صفات زیادی مانند راستگویی ، دروغگویی ، شهامت ، ترس و اضطراب ، پرخاشگری ، تلاش و بسیاری از صفات مطلوب و نامطلوب را با خود از خانواده به درون مدرسه می‌آورند.

اگر معلمی تصور کند بدون شناخت شاگردان و بدون آگاهی از فرایند رشد ذهنی عاطفی و اجتماعی آنان و حتی بدون همکاری والدین می‌تواند در ادای وظایف آموزشی موفق باشد سخت در اشتباه است. معلم نمی‌تواند بدون توجه به ویژگیهای شاگردان آنان را به کار کردن وادارد و به عبارت دیگر کار را بر آنان تحمیل کند زیرا فعالیت‌های عقلی ، اخلاقی و اجتماعی شاگرد تابع اراده معلم نیست.