کنکور، پدیده ای اجتماعی :

زمانی برای دانستن معنای کنکور کافی بود این واژه را در یک فرهنگ لغت جستجو کنیم تا کلمات آشنایی چون فتح کردن، پیروز شدن و… را به عنوان معادل هایی که برای این واژه فرانسوی در نظر گرفته شده دریابیم. اما اکنون دیگر نمی توان همه معانی که کنکور در گستره ادبیات فارسی به خود گرفته را در فرهنگ های لغت و  واژه نامه ها یافت. حالا دیگر وقتی از کنکور در جامعه ایرانی سخن می گوییم مفهوم فراتر از تمام معادل های نوشته و نا نوشته را برای شنوندگان تداعی می کنیم.

کنکور یک معضل اجتماعی :

کنکور دیگر نه فقط یک واژه وارداتی در ادبیات فارسی یا یک ابزار گزینش در نهار آموزش کشورما، بلکه معضلی اجتماعی است که چند سالی است جامعه ما با آن دست به گریبان است.

اینکه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور ما ظرفیت پذیرش تعداد محدودی دانشجو دارد، اینکه کنکور عامل بسیاری از استرس ها و مشکلات روانی جوانان است، اینکه مدتهاست مدارک گرایی بر آموزش عالی کشور ما سایه افکنده است و هر چند حرف های جدیدی نیستند و همه آنها مسایلی هستند که در دهه های اخیر نظام آموزش عالی ایران همواره به آنها مبتلا بوده است اما وقایعی که در سال های اخیر پیرامون مسأله کنکور رخ داده است بیانگر آن است که دیگر آنگونه که در نمای بیرونی به نظر می رسد کنکور و موفقیت در کنکور یک مسأله فردی نیست و به جرأت می توان از آن به عنوان یک معضل اجتماعی نام برد که پیامدهای آن نه تنها فرد شرکت کننده و نهاد آموزش کشور بلکه دیگر گروه ها و نهادهای جامعه را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

اما شاید تأثیر کنکور بر هیچ یک از نهادهایی چون اقتصاد، سیاست، قضاوت و قانونگذاری همچون خانواده قابل لمس نباشد.

در حال حاضر پیشرفت تحصیلی و دانش تحصیلات عالی فرزندان برای برخی خانواده ها به عامل اصلی بسیاری از فشارهای روانی، اقتصادی، اجتماعی تبدیل شده است.

استرس های ناشی از کنکور نه تنها شرکت کنندگان آزمون بلکه افراد دیگر خانواده های آنان را نیز در بر گرفته است. از سوی دیگری از آنجا که بسیاری از این خانواده ها از اقشار آسیب پذیر جامعه هستند و توانایی مالی چندانی ندارند، مسایل اقتصادی ناشی از کنکور فشار زیادی را به آنها تحمیل می کند ولی از آنجا که این راه را تنها شانس برای آینده فرزند خود می دانند تمامی این فشارها را به جان می خرند و تلاش می کنند با تأمین نیازهای وی در این مرحله جای خالی دیگر تضمین هایی که از عهده شان بر نمی آید را پر کنند.

کنکور و هزینه های پنهانی :

از بین رفتن اعتماد به نفس و ناکامی جوانان مشکلاتی است که می تواند بحران های اجتماعی گسترده ای بیافریند بحران هایی که از دید بسیاری از مسئولان و کارشناسان اجتماعی پنهان مانده است.

سرخوردگی های اجتماعی و ناکارآمدی و تنش های درون خانواده  زاییده کنکور است اما همه هزینه هایی که خانواده ها برای کنکور فرزندانشان می پردازند این چنین آشکار و قابل لمس نیستند.

بسیاری از هزینه هایی که خانواده ها برای کنکور می پردازند را با معیارهای مادی نمی توان سنجید. تحقیقات نشان داده است استرس های ناشی از کنکور بین والدین را نیز تحت تأثیر قرار داده تنش را در محیط خانواده بالا می برد و بر پایداری این نهاد مهم اجتماعی اثرات مخربی بر جا می گذارد.

از سوی دیگر انتظار خانواده سازمانی که مطابق با توانایی های فرزندانشان نباشد ضربات کاری بر روح و روان آنها وارد می کند.

این استرس ها فقط به دوره پیش دانشگاهی منحصر نمی شود بلکه دانش آموزان در تمام دوران تحصیلی خود به خصوص در سالهای متوسط اضطراب ناشی از کنکور  را با خود همراه دارند.

مدارس که به عنوان کانون دوم خاستگاه های اجتماعی افراد نقش مهمی در کاهش اضطراب های افراد داشته باشند خود مبدل به عامل افزایش اضطراب شده اند. ارزشیابی های فعلی نظام آموزشی در مدارس دانش آموزان ما را به استرس های مداوم مبتلا می کند که این امر در کنکور به اوج می رسد. چنین سیستم آموزش ما را با نسلی مضطرب و همیشه نگران روبرو می کند.

متأسفانه این استرس ها در لایه های زیرین  جامعه نیز رسوخ کرده است.

ارزشگذاریهای  موجود در جامعه این احساس را به دانش آموزان القا می کند که دانشگاه تنها راه موفقیت است.